+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19:46 توسط مهرزاد
|
سلام مهرزاد هستم .
هرکسی دوست داشت منو لینک کنه منو با عنوان اشک نوشته های مهرزاد لینک کنه و بهم خبربده که با چه عنوانی لینکش کنم . ممنون از همتون
==================== باغبانی پیرم که بغیر از گلها، از همه دلگیرم کوله ام غرق غم است... آدم خوب کم است عده ای بی خبرند عده ای کور و کرند عده ای هم پکرند دلم از این همه بد می گیرد و چه خوب! آدمی می میرد ===================== اینجا در دنیای من گرگها
هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل میسپارند
و گریه می کنند....
==================== ميزي براي کار کاري براي تخت تختي براي خواب خوابي براي جان جاني براي مرگ مرگي براي ياد يادي براي سنگ این بود زندگی.... =================== چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک میکنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند واندکی سکوت...... ================= زندگی غمکده ای بیش نبود سهم ما جز غم و تشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشیم که کدام خاطره اش نیش نبود